عید باستانی آریایی مبارک

ناموس عشق

دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند
پنهان خورید باده که تعزیر می کنند
ناموس عشق و رونق عشاق می برند
عیب جوان و سرزنش پیر می کنند
جزقلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز
باطل دراین خیال که اکسیر می کنند
گویند رمز عشق  مگوئید و مشنوید
مشکل حکایتیست که تقریر می کنند
ما از برون درشده مغرور صد فریب
تا خود درون پرده چه تدبیر می کنند
تشویش وقت پیر مغان می دهند باز
این سالکان نگر که چه باپیر می کنند
صد ملک دل به نیم نظر می توان خرید
خوبان در این معامله تقصیر می کنند
قومی به جدّ و جهد نهادند وصل دوست
قومی دگر حواله به تقدیر می کنند
فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر
کاین کارخانه ایست که تغییر می کند
می خور که شیخ و حافظ و مفتّی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می کنند
حافظ

~ سال نو هم اینک از راه می رسد. بیدار شو ، لبخند بزن و پیراهن شادی تن کن عزیز، سفر نو در پیش است.. آری عزیز، سفر نو در پیش است لبخند

/ 3 نظر / 6 بازدید
عرفان

سال نو و عید نو شما هم مبارک شعر باحالی بود

مریم کرمی

وقتي عقيده عقده خوانده مي شود... و نور چراغ در آب مهتاب تلقي...... و متانت زمين زير برف يخ مي زند... نان از يتيمخانه مي دزديم و بعدها مي فهميم كه دزد اشتباه چاپي درد است!!!!!!!!!!!!!

مرضیه

[پلک]