عاشق دخترای نازم
با صورتای معصوم و
یه آرایش ملیح
از اونایی که نگاهشون لالت می کنه
خفه می شی
می میری
اوهوم
از همینا
...
..
.
زلال مثل آب چشمه
معصوم مثل اشک آسمون
مليح مثل خواب تو

~ دارم انگشتامو ورزش می دم . کلی باهاشون کار دارم . خیلی وقته ننوشن . جوهرشون خشک شده !

آخرین گلبرگ جانم را ...

/ 8 نظر / 3 بازدید
ستوده

اگر از جانت تنها يک گلبرگ باقی مانده باشد، آن را به که هديه می کنی؟

بانو

حرفی برای گفتن نيست...فقط خواستم بدونيد من هميشه اينجا سر می زنم...جالبه برام اينجا..موفق باشيد

مهدي بهرنگ راد

سلام ...رسیدن به منظور نویسنده هم راحته و هم سخت..به روزم عزيزو منتظر

م.فنا

اگه از دار دنيا يه ستوده داشته باشی ميديش به من ؟!؟! راستی احسان جون از اين دخترای مليح و زيبا کيه که خوشش نياد ببم جان !!

سعيد

منم خيلی با اين دخترا حال ميکنم. ولی تا وقتی که از ماشين پياده نشدن. همچين که پياده بشن همه چی زيرو رو ميشه! ميگی نه تو شمال يادم بنداز واست تعريف کنم يا خودت از فياچهر بپرس.

شاهدخت

وای خدا چقد دلم واسه اينجا تنگ شده بود ..... ميدونی کامنتاتو نوشتم رو کاغذ و چسبوندم به اينه اتاقم ... هر روز ميخونمشون ................. راستی دلم واسه دوست جون خودم هم تنگ شده هاااااااااااااا

ستوده

خراش دست خوب ميشه. وگر نه پس چی...!؟ به ياد آر از فرصتهايی که داشتی، سه ماهش گذشت... يادت مياد؟ با خودت رو راست باش.

گلنسا

ای بابا اينجا چرا قفلیده!!! يعنی کسی نظر نده؟؟؟ اما من نظرمو ميگم..... میگم هیاهو و سر و صدا توی دنیای ما زیاده.. ميگم آدم نبايد به هر صدايی گوش کنه.. ميگم ما بايد ياد بگيريم صداهای واقعی (همونايی که از دل آدم ميان) رو بشنويمو فقط به اونا اعتماد کنيم وگرنه بعدش مردد ميشيم!‌ بعدش شک مثل خوره ميوفته به جونمون! دچار تردید میشیم و یه وقت خدایی نکرده قولمون یادمون میره.... اما احسان قبول نيستا تو از اين کارا نميکرديا خوب بذار ملت نظرشونو بدن همه مثل من پرروو نيستن که بيان اينجا نظر بدن که... راستی من که به کسی نگفتم مزدوج شدم تو از کجا فهميدی تبريک گفتی