این دفه ام یه جیگر طلای دیگه مرام کش کرد منو . ستوده جونم . باشه . این بار هم فقط به اشتیاق دوست داشتنت ای دوست . سعی کردم چیزی بنویسم که به سلیقه ات هم بخوره . اون شب ازت پرسیدما . یادته ؟ اگه ناچیزه به وسعت خودت ببخش .

>>>
یه دقه بیا ...
_ صب کن ... جونم ؟
بوس دارم .
_ چی ؟
بوس دارم , از اونایی که داغ می کنه .
_ هه . توام یه دفه یه جات کمبود پیدا می کنه ها . بیا ...
 آخ خ خ ...
_ داغ شدی ؟
آره . با تو که هستم داغه داغم . داشتم یخ می کردم . خودمونیم توام خیلی سردت بود انگار . یه کم محکم تر پریده بودی روده هام کف زبونم بود .
_ دور از تو همیشه سردمه . راستی , کی بود نگاه داشتی ؟
اونو ول کن . الان یه چیز دیگه ام دارم .
_ آخ جون . چی ؟
بغل . از اونایی که بلندت کنم و بچرخونمت و نفسامو بدم تو نفسات .
_ آخ جون . از اونایی که از هم نفس می گیریم ؟
آره . از اون نفس کشیدنای واقعی . صبح تا شب جون می کنم و نفس قلابی می کشم که این موقه ها ازت نفس واقعی بگیرم دیگه .
_ فقط آروم بچرخون سرت گیج نره بخوری زمین . دلم نمی خواد وسط مزه نفسات مزه اکسیژنو حس کنم .
هر جور تو بخوای . تو فقط نترس .
_ از اون موقه که گفتی نترس دیگه نمی ترسم .
می دونم مهربون . می دونم .
_ زود باش دیگه . من آماده ام ؟
آماده چی ؟
_ بازم که ... ؟ مگه نگفتی بغل داری ؟
آها . هوووف . نگام که به نگات گره می خوره , هیچی نمی فهمم .
_ من بغل دارم احسان . یالا دیگه .
اوووه ...
یوهووو ...
_ اووم . اواوووم
چی می گی ؟
_ بسه احسان . سرت . الان می خوریم زمین . راه نرو ...
مزه اکسیژن گرفت دهنت , بزار اگه افتادیم بیافتیم رو تخت مثه اون دفه ناخنت نشکنه . نفس س س ...
_ ام او اواوم اواوم .
چی می گی ؟
_ خیلی دوست دارم .
منم ام او اواوم اواوم خوشگلم .
_ چی گفتی ؟
 منم خیلی دوست دارم خوشگلم .
آ خ خ خ ...
_ وای خدا ... چرا همه جا سیاهه ؟ کجایی تو . احسانم ؟
اینجام . اینجام خانمم . چشامون سیاهی می ره .
_ هوووف . بیا . نمی خوام نباشی .
هستم ناز من . هستم . اما این دفه ام نشد فقط مزه نفسامونو بچشیم .
_ اشکال نداره , دفه بعد
آره . دفه بعد جبران می کنیم .
_ آره . دفه بعد ... حتما جبران می کنیم
تو چیزی نداری ؟
_ چرا ... بگم ؟
آره خب ؟
_ تو رو ... تا ابد
من چی کنم با این کارات عمر من .
_ ... بگم ؟
آره تو رو خدا .
_ نازم کن ... ناز دارم
رو جفت چشام . نازکش داری دربست . دیوونه اته . این همه چیز من داشتم . اینم واسه تو ... از تو ناز نکشم به چه درد می خورم ؟
_ ...
...
_...
...
..
.
<<<

راستی , قصد خبر کردنه همه شما دوستای گلم رو ندارم . لطفا دلگير نشيد . همتونو دوست دارم و تا فرصت بعدی به خدا می سپرمتون . فعلا بای ...

در آغوشم بکش ای آسمانم را تو مهتاب و ستاره ...

/ 80 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بی نقاب

سلام؛شماها خوبيد که نه؟!

بی نقاب

سلام؛خدا می دونه که چه فکر های کردم تو اين چند روز.........خوب خدا را شکر که قراره ختم بخير بشه....منو بی خبر نزاريد لطفا...منتظر اون روز!هستم...شب و روز خوش

بی نقاب

در پناه خدا

taranom

درونم سخت بيتاب است امشب/کاش وقتی صبح بيدار ميشدم ميديدمت و می گفتی ترنمم امروز . امروز است.بعد دونه دونه مدادامو می تراشيدی.پاکنمو ميدادی و می گفتی می دونم که می تونی...ترنم قشنگم...فقط ايمان داشته باش و بخند...به اميد شبهای روشن تر...به اميد اينکه دگر بار چشمانت اولين نگاه روزم باشد....

taitan

اهای...هيچکی اينجا نيست...........

ستوده

عزيز دل. نه خسته! عزيزم يه فکری برای تعداد يادداشتها در صفحه اصلی بکن. مثل من. يا شبيه من. خيلی سنگينه. بوس.

م.فنا

زود باش . دست به کار شو ديگه . از دست شما ها نميدونم چچی کار کنم . اون ا زدست محمت که ميگه همه کارا رو ميخواد به تو محول کنه . اينم از خودت . د زود باش ديگه !

بی نقاب

سلام؛تو خونمون منتظرم...در ضمن بيشتر از ۱۰ روز شد ها.....

elaheh

سلام احسان جان <تو هم ديگه بهم سر نميزنی البته حق داری خونه بی صاحبخونه که سر زدن نداره اما اونجا درش بازه حتی اگه صاحبی نداشته باشه. .......وفکر کن که چه تنهاست وقتی که ماهی کوچک دچار آبی بی کران دريا باشد...پاينده باشی

taranom

سلام احسان عزيزم..هنوز موفق به ديدن نوشته هايت نشده ام...خوبی نازنينم....