~ شاید بازم نوشتم . اینجا .. یا یه جایی غیر از اینجا . الان هیچی نمی دونم !
~ امیدوارم هیچ وقت هیچ کس طعم بعضی چیزا رو نچشه . هیچ وقت , هیچ کس . مگه اینکه آموزه ای براش داشته باشه .
~ از جمعی که درست کرده بودیم , از بچه هایی که تو این جمع بودن معذرت می خوام . به خاطر همه چی . می دونم . ازم انتظار داشتن , برعکس من که انتظاری ازشون نداشتم . نه ؟ آقا فیا حرفای اون شب من واسه چی بودن ؟ هوم ؟! مهم نبود مگه نه ؟! بابا من واسه چی اومدم و اون همه حرف زدم ؟ داد زدم ؟ از جواد رفتم تو از پیمان اومدم بیرون ؟ فیا جان حالت که خوبه ؟! فکر نمی کنم یه هفته زمان کمی باشه , کجایی عزیزم ؟ مینا خوبه ؟! کجاس ؟! به پریچهر سلام منو برسون !!!
ا~ ین وسط بیچاره عباس . خیلی وقتا سوزوند , اما بنده خدا بیشتر سوخت و ساخت , حالا ام تو کلی چرا گره می خوره . عباس جان منو ببخش . عشقه دیگه . می بینی چه می کنه ؟!
~ خدا حافظ و نگهدار همتون .
~ به امید فرداهای بهتر .

متاسفم......!!

/ 9 نظر / 7 بازدید
harmamitr

چقدر زياد بود. پير شدم تا خوندمش.دل نوشته ی بدی نبود. من آپم و منتظرت.

خود غلط بود آنچه می پنداشتيم...

م.فنا

ميخوام برم شمال يا نطنز . مهم هست که چه اتفاقی برای تو اقتاده و هر کی هم ميگه مهم نيست با عرض و طول شرمنده گی رفيق نيست . ميخوام تو رو هم با خودم ببرم . چه بخوای چه نخوای . بايد حال و هوات عوض بشه . نيازی به تغيير کسی نيست . اين زمونه اس که بايد عوض بشه و با عرض شرمنده گی بايد بگم که عوض هم ميشه و هيچ مدوم از ما نميتونيم جلوش وايسيم .

م.فنا

ببين احسان ! دنبال اين نباش که عکس العمل خوبی از تموم کارها و حرفايی که زدی بهت برگرده . چرا که اين انتظار داغونت ميکنه . هيچی برات نميمونه.زندگی برای کردنه . ميدونی ؟ برای بهترين لحظه ها رو ساختنه . ميقهمی ؟ اگر بخوای به پای هر اتفاقی کمر هم شده اتو به اين و اون نشون بدی و کسی کمکی به راست کردنش نکنه .... . من هستمت . هر کدوم از بچه ها که همچين اتفاقی براشون بيفته پاشون هستم . معنی دوستی عميقتر از اين حرفاس که بخوام تو و دوستای ديگمو - خيلی ببخشيد -به تخمم حساب کنم . بايد يه جور از فکرو خيالهای چپر و چلاق بيای بيرون . حيفه که بخوای يه دوره ديگه رو تو اين حالات سر کنی . تنهايی اصلا سازنده نيست . برای ما . برای ما که ميشناسيمون . هممونتوش مثل خر گير ميکنيم . هممون . تنهايی رو بزاريم برای خدای آسمون .

گنجیشک نالون

سلام....آره هم من خوبم هم مينا خوبه شرايطت رو درک می کنم....کاملا....جايی که تو الان هستی بودم نه يک بار چند بار...ولی اون هيچ کدوم از اون مواقع نه تويی بودی نه امثال تو....ه۹نوزم هيچ بعيد نيست که باز هم اين اتفاقات تکرار بشه...ولی که چی...همش دونبال يه بهانه برای گلگی می خوايم...هممونا...تو من...اين م.فنا عباس...تا کی...شرايطت رو می فهمم ولی احسان عزيز اين راهش نيست زمين و زمان رو نبايد به هم دوخت زودتر به خودت بيا و به خودت فکر کن....

مجتبی

سلام وبلاگ زيبايی داری به من هم سری بزن راستی بچه قزوينی؟ کافی نت صبا رو يادت مياد؟؟؟ تبادل لينک؟؟؟؟؟؟؟؟؟

م.فنا

سلام عزيزم . حال واحوال چطوره ؟ دوست دارم دوباره پستای قشنگتو بخونم . شروع کن ديگه !

gharebe

خوبه نصيحتت ميكنن؟ بيخيال شو ديگه