شگفتا
وقتی که بود نمی دیدم
وقتی می خواند نمی شنیدم
وقتی دیدم که نبود
وقتی شنیدم که نخواند    (دکتر علی شریعتی)

~ سلام
~ الان اراک هستم . با سواری نیم ساعت راهه تا فراهان . عجب ! دانشگاه یه سایت داره که من دیروز چشمم به جمالش آشنا شد . آخه می گفتن معلوم نیست این ترم باز باشه . انگار با مخابرات مشکل داشتن . البته حالا هم که راه افتاده فقط Yahoo رو باز می کنه و چند تا سایت search . خانمه !!! می گفت تا این ترم همه سایتها رو حتی !!! رو باز می کرده اما این ترم مخابرات رو سایتشون فیلتر گذاشته . حتما دانشجوها گندشو در آورده بودن . فیلتری هم که مخابرات فراهان بزاره معلومه چیه . یه چیزی از Word sensetive افتضاح تر ! اینم شانس ما ! راستی سایت دانشگاه Messenger هم داره . اونم Version 7 ! بگذریم . مثل خیلی چیزای دیگه که ساده تر از این حرفا ازشون گذشتیم ...
~ اینجا خیلی هم تنها نیستم . رادیو پیام , از صبح تا شام !
~ آنروز به من گفتی 280 , امروز به تو می گویم ۲۸۳ . (حمید مصدق) . اگه نمی خوای جواب بدی بگو بدونم !
~ اینروزها حالم خوب است , در آینه که نگاه می کنم چشمانم برق عجیبی دارد . به فرداها امیدوارم ... 

/ 33 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.فنا

-به فردا اعتباری نيست ... بهار از سوز در سوگ است !!! اين شعريه که ميخوام روز اول عيد بزارمش توی بلاگم . موفق باشی

fahime

خدايا به من توفيق عشق بی هوس، تنهايی در انبوه جمعيت، دوست داشتن بی آنکه دوست بداند ، عطا کن... دکتر شريعتی .... اينم به خاطر اينکه از شريعتی نوشته بودی و با اون شروع کرده بودی ... احسان جان به خدا ته ته مرام و معرفتی ... مرسی عزيزم بابت تمام خوبيات و بابت اينکه ميدونم که با سختی زياد ولی باز هم مارو فراموش نمی کنی ... می دونم که جبرانش سخته و شايد اين همه مرامت جبران ناپذير باشه ولی اين اندک رو بپذير که می دونم آخر بچه های گل روزگاری ... بازم ممنون که سر می زنی خوشحالم حداقل علی قبل من اومده اينجا (چشمک)... شاد باشی و پاينده و پايدار و در پناه خود خودش

خزان

هنوز هم حال عجيبی داری !؟! (چشمک)

شاهدخت

بابا دلمون واست تنگ شد ...... کجايی ؟

بی نقاب

سلام؛حتما امروز..يعنی ديروز جاتون توی خونه ستوده تدر قزوين خيلی خالی بوده...........!

بی نقاب

سلام؛قرار بود دخترا ی خونمون بيان اينجا قاشق زنی...شما که نيستيد...گلنساهم نيست شد!...برنامه بهم خورد!

شاهدخت

خونه هستين ؟؟؟؟‌من و گل نسا اگه پيداش شه ميام قاشق زنی ..... ...... بی نقاب بهم خورد برنامه ؟؟؟

taranom

سلام............................. من در خواب وبيداری/ دختری را ديدم که بی دوک و پشته / به سمتی می دويد/گفتم کجا؟/ گفت می روم تماشای خدا/ وضو را يادم داد/ و مرا باخود برد/ با جرينگ جرينگ النگوهايش/ پشت يک حصار سنگی ماند/ گفت می بينی؟/در حياط ان سوی حصار/ ميرزا را ديدم که اتشگردان پر جرقه ای را در هوا می گرداند/ گفتم خدا کجاست./ اما نبود/ او رفته بود/

taranom

و در تاريکی جز خس خس شب صدايی نمانده بود/ هيچ وقت به من نگفت/ و بعد ها فهميدم/ ما جرقه های اتش گردان خداونديم/ در دل اين همه تاريکی./ و دانستم/ قمری ها بايد بخوانند/ درختان بايد بايستند/ رود ها بايد بروند/ وادمی بايد بفهمد/ و شکرانه ما در حيات/ فهم مسائل است... يا حق..خدا پشت و پناهت

sara

سلام دوست عزیزم.......پیشاپیش سال نو رو بهت تبریک میگم منتظرت هستم .......به روزم. :)