اپیسود 1 :
برای به دست آوردن تو یک دنیا آخرت را از دست داده ام ، اما این به جهنم گفتنت را دوست دارم ...

اپیسود 2 :
آهای ، با توام . صدامو می شنوی ؟ اینجا خیلی سرده . ... . دید ، دید ... دییییید . ( بوق ممتد ) !!! 

اپیسود 3 :
عاشق داستانای نوستالوژیکم که آخرش آدم خوبه داغون می شه . نمی میره ها . داغون می شه ! تا اون باشه که دیگه خوبی نکنه ...

طعنه های خاموش ...

/ 14 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.فنا

ميدونی احسان؟هر چی فکر ميکنم که با ديدن سه گانه فيلم ارباب حلقه ها اينقدر مخم مورد حمله قرار نميگرفت تا اينکه بخوام اين سه تا اپيزود تورو بخوونم. راستی احسان جوون معنی اين نوستالوژی رو هم برام بفرستی ممنونت ميشم!تا دی سی نشدم بد خواه مد خواه داری به من و ُsrz بگو خفتشو استاد کنیم.

mahsa

سلام... چه خوش افسانه ميگويی به افسون های خاموشی.....مرا از ياد خود بستان بدين خواب فراموشی....

hiva

salammmmm ,bebakhshid dir shod , be khoda gerefatram , kheyli kheyli matnet gahshng bod , axat ham ke mese hamishe harf nadare .... moafaghbashi , ya ali

سعید

هيهات که کوتاه شود با رفتن جانم / اين دست تمنا که بسوی دراز است

بی سرزمینتر از باد!

اپيزود ۴: بازگشت عشق، دوباره (نه بابا مثکه این عشق دست از سر ما بر نمیداره)

...

به جهنم؟؟؟!!!

...

>>>> تو‌<<<< احسان تو متنای تو اين کلمه ی تو چقدر عميق و مرموز...

ستوده

پارت يک: فعلا که اين ازرائيل عزيز دنيا و آخرت برای ما نذاشته. يه سره داره اضافه کاری می کنه. اين به يه ورم. پارت دو: يه چند وقتی اساسی می خوام گوشامو بگيرم و هيچی جز صدای اون نشنوم. پارت سه: اين مدت اونقدر داستان ديدم و شنيدم که حالم داره به هم می خوره. والا خيلی پوستم کلفت شده خودم خبر ندارم.من که شايد آخر داستان ترکيدم تا درس عبرتی باشد برای ساير غم و غصه خوران همه ی دوران.

...

ناتاناييل خدايت را از انان بيشتر دوست بدار...

...

طعنه ها ی خاموش....واقعا ادم و به فکر وا می داره...دوباذه خوندمش...