چند شب پیشا تو تنهاییم رفتم تا با مترسک مزرعه ی دلم حرف بزنم . همون شب که آسمون ماه نداشتا . یادته که .

خلاصه ...
خیلی راه بود . فکر نمی کردم وسعت دلم به این بزرگیا باشه . با اینکه خیلی وقت بود ندیده بودمش سریع منو شناخت . فهمید واسه چی رفتم پیشش . گفت کارشو خوب بلده . گفت می دونه که فقط باید کلاغا رو دور نگه داره اما انگار مرغای عشقم از اون می ترسن و نزدیک نمی شن . دلش خیلی پر بود . می گفت زمونه عوض شده . می گفت تو این زمونه نمی شه به ظاهر توجه کرد .
مرغای عشقم دیگه فقط برای غارت مزرعه می یان !
و اون مجبوره با اونام مبارزه کنه . می گفت تو این چند ساله که با منه چندین بار مجبور شده واسه حفاظت از مزرعه جونشو به خطر بندازه . می گفت اون چند تا مرغ عشق واقعی ام که اومدن بعده یه مدت برگشتن . و با لحن تعجب آمیزی ادامه داد :
نتونسته بودن کلبه تو پیدا کنن !!!
تو این فکر بودم که مترسک مزرعه رو عوض کنم . اما حالا ...

باید مزرعه رو کوچیک تر کنم .

به خاطر دلم ...

/ 7 نظر / 3 بازدید
mahsa

سلام بر تو....ما حقيقت را در باغچه پيدا کرديم در نگاه شرم اگين گلی گمنام و بقا را در يک لحظه نا محدود مزرعه را کوچيک نکن چون از خيلی چيزا بايد دل بکنی

ستوده

چه امید عبسی بستم من، به مترسک، که بپاید سر جالیزم را، بهتر آن است که خود برخیزم... با این حال ذره ذره ی کاه های وجودت رو دوست دارم.

hiva

salam , mese hamishe ghashng bod , man up kardam , sar bezani khoshhal misham , moafagh bashi , ya ali

م.فنا

باشه مترسک تو هم با مزرعه بيوفا باش-باشه آسمون با ستاره های دل من غريبه باش-باشه آفتاب سايه رو هم از من بگير-يه روز بهتون نشون ميدم که با همه اين کارای شما مزرعه من بزرگتر ميشه نه کوچيکتر!

الهه

سلام احسان جان ممنون که سر ميزنی گل پسر٬ نمی دونم چرا وبلاگت بعضی وقتا باز نميشه وگرنه زودتر از اينا ميومدم..مطالبت قشنگه و دلنشين مثل هميشه ..پاينده باشی دوست خوبم

borna

روزی رو يادم مي ياد که من مزرعم رو کوچيک کردم. درش رو بستم! يادش بخير يه تيکه خيلی گندش رو فروختم به آقا گرگ. به خاطر خوردن تمام گوسفنداي بيمصرف مزرعم! يه تيکش رو همينجوری دادم به مشتی باغبون. آخه تمام درختای دلم رو اون از بيخ و بن هرس کرد! بقيه مزرعم رو هم دادم به همون مترسک پير. آخه هر چی باشه اون مزرعم رو از دست مرغهای عشق!!! خلاس کرد. فقط موند دو متر جا برای خودم که از سرمم زياده. ديگه شبانه روز می شینم کنارش. کنار چی؟ خوب معلومه کنار قبر دلم....!

borna

در ضمن من تو متنم خلاص رو اشتباه نوشتم!!!!