نشسته ام در این خموشی و قفس بی نور
و دل ز درد فراق تو از تن من دور
و چشمهای خیالم چه خیره اما کور
و اشکهای دو دیده چه بی ثمر بر گون

نه نور تو به دلم می زند در این بن بست
نه دل ز پیش تو یک لحظه ای کند برگشت
نه چشم پر ز اشک من ز خیره گی خسته است
نه اشکهای روانم دمی دهد فرصت

نشسته ام به گوشه ای و دورم از همه کس
و آه من نرسد لحظه ای به گوش جهان
و لحظه های فریب را چه خوب می فهمم
و خشکی لب خود را به وقت رک گفتن

که دوستت دارم

و نیک می دانم
و خوب می کنم ادراک
نگاه پر خللت را به چشم خود ای دوست
و هر دم از در و دیوار و دل همی پرسم
چرا به من نرسید آن نگاه خرمن سوز
دلم برای دلت تنگ می شود هر شب
چرا برای دمی هم شده نیامد روز
...
..
.

~

گودبای پارتی !
~ تنها بودم . منتظر بودم تا زور خواب اونقدر بشه که نتونم مقاومت کنم . اما انگار خوابم تو غربت با آدم غریبی می کنه . یه کاغذ و خودکار بهترین راهکار برای این مواقعه . هنوز اسم براش نذاشتم . اما اولین شعرمه تو فراهان . جهت اطلاع هم باید بگم که فراهان کوره دهاتی است در نزدیکی اراک در استان مرکزی . اگه می دونستم همچين جاييه عمرا" انتخاب رشته می کردم . بگذريم , صلاح در اين بوده . دو سال باید اونجا باشم . چی قراره بر من بگذره خدا عالمه . هوای شهرش خیلی سنگینه . منم که ... نمی شه به این سادگیا دووم آورد . کل شهر , یه میدونه و یه خیابون . همین . ساعت 8 شب انگار 3 نصفه شبه . همه شب به خیر می گن و می رن لونه هاشون ! بابا والا مرغ تا ساعت 9 شب بیداره ! صد رحمت به قزوین . حداقل مسجداش هر نیم ساعت اذان نمی گن ! فکر کنم پول تلفن بزنه بالای 100 تومن . البته موبایل و ثابت رو هم ( وا ) ! میگن دانشگاش سایت هم داره . والا من که چیزی ندیدم . کافی نت و این بند و بساطا هم که اصلا به قیافه شهر نمی خوره داشته باشه . اما اگه نباشم حداکثر تا عید نیستم . چون فردا که برم دیگه تا عید نمیام . اون موقه که بیام از شرمندگی غیبت احتمالیم در میام . اینو هم جدی جدی می گم که دعام کنید دیوونه نشم . دوستتون دارم . خیلی زیاد .
~ خوبه بهت گفتم طاقت انتظار ندارم .
~ هدف مشخص است , راه کمی پر پیچ و خم . تنها چیزی که برای رسیدن به هدف لازم است اندکی صبر است و توکل . یا حق ...

چه دردی  است در میان جمع بودن ...

/ 24 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م.فنا

اومدم اين شب جمعه ای يه سلامی عرض کرده باشم !! اگه امری هم باشه در خدمت هستيم . در ضضمن اينقدر از غربت حرف نزن که سرمو ميکوبم به ديوار ! يه سال تموم بدون اينکه هم نوايی داشته باشم تو اون خراب شده ( ببخشيد ها شهرتونو ميگم !!) بدون هيچ هم آوايی مشغول نی لبک زدن بوديم کسی سراغمونو نگرفت !! حالا داری برای ما سوسه ميای ؟!؟! به خدا اگه بفهمم غربت و اين چرت و پرتا گرفتتت خودمو ميکشم (چشمک !!)

mahsa

سلام....چه سخت است در ميان جمع بودن !!!!!!!!!!نه تو بايد بگی من در ميان جمع و دلم جای ديگر است.و مهمم اينه نه؟بای

گلنسا

ببين اين همه آدم با پيشنهاد من موافقن زود باش تا جاتو نگرفتن، تازه من گفتم به خاطر پيشنهاد عاليم باهات سهيم باشم وگرنه من آه ندارم با ناله سودا بشم!!!! سرمايه م کجا بود آخه...... من اگه سرمايه کافی نت زدن داشتم الان اينجا نبودم!!!!!!!!.... الان جز گرما خبر مهمی ندارم... تهران گرم شده بدجوری....

خزان

بابا تا عيد که راهی نيست .........

بی نقاب

جاتون خیلی...خیــــــــــلی....خیلی...بازهم خیلــــــــــی تو خونمون خالیه.......

بی نقاب

سلام.....می دونم دیر اومدم...گلایه ها باشه برای بعد...الان فقط اومدم بگم که عباس خیلی خوشحاله....بهترنیست ماهم تو جشن شادیش شرکت کنیم؟....پس وعده ی ما خونه آقا عباس،با هزار شاخه گل لبخند....

الهام

سايت نداشت؟

fahime

سلام آقا احسان گل ... فکر کنم با فکرکردن به اون کسی که دوسش داری همه اينا که اسمشو گذاشتی مشکل حل ميشه ها فقط حوصله ميخواد می دونم که ماها نشستيم کنار گود اما می دونم که اينا گفتن نداره و نيازی هم به روضه خونی و نصيحت نداری اما بعضی وقتا شايد لازمه که آدما تو شرايط بد هم قرار بگيرن هر چند که در انتها نمی فهميم حکمتش چيه از اين سختيا و از اين چزوندنا اما خب بازم مثل هميشه ميگيم حتما حکمتيه !!!!... پاينده باشی آقايی من که هنوز آپ نيستم ... شاد باشی و پيروز و هميشه اميدوار

گلنسا

ســــــــــــــــــــــــــــــلام خوبی؟؟؟ احسان دیگه چیزی نمونده تا عید.....15 16 روزه دیگه تمام دلتنگیات از بین میره.....خیلی دلمون برات تنگ شده....راستی خبر تازه اینکه عباس قراره یه شام حسابی بابت نمره قبولیش بده، نترس نمیذاریم تا تو نیومدی، شام بده!!!......کجا؟ گفته، برج سفید.....(طفلکی!!!!)....پیشنهادش از طرف خودش بوده!!! ما که هر چی گفتیم تو خرج میوفتی قبول نکرد، اصرار داره که حتما به ما شام بده...خوب ما هم که نمیتونیم روشو زمین بندازیم، میتونیم؟؟؟

ستوده

آقاهه، آدرس دکترت رو به منم ميدي؟