بالاخره زندگیه بعضیام تو تنهایی می گذره دیگه . همه که فرت و فورت به این نمی چسبن و از اون جدا شن و اینا که ... البته تنهایی خیلی خوبه ها . یک حالی می ده بی شرف . اما بعضیا تو یه جور تنهایی زندگی می کنن که مثه سکسه بدون ارگاسم می مونه . این تنهایی ام حتما فیزیکی نیستا . می تونی با هزار نفر باشی اما باز تنها باشی . یه جور زندگیه روتین . بدون هیچ نقطه اوج یا فرودی . البته خاک بر سرا بعضیام همش تو فرودن . یه نقطه ماکزیمم نسبی ام که شده تو منحنیه عمرشون پیدا نمی شه .
....
آخه چی بگم بهت قورباغه . به همه چی که قرار نیست بگی قوووور . فرت همین چشش به یه چیزی می افته می گه قوووور . خب تو بمیری که راحت تری به خدا . منم شبا جای گوش دادن به قور قورای تو می گیرم می خوابم . آخ خ خ خدا ... من خوابم میاد عزیزم . پلیز خفه شو ! حتما باید شات آپی فاک آفی چیزی بارت کنم تا بفهمی ؟ اه ..
....
هوف ف ف .. نوچ . اینجوری نمی شه خوابید . باید سعی کنم خودمو گول بزنم . باید به خودم دروغ بگم . انقد بگم تا باورم بشه . باید بتونم .
....
آفتابه لگن هفت دست ولی شام و ناهار هیچی !
....
فکر کنم الان صدای یه گوساله رو شنیدم . صداش که به گوساله می موند . البته اینم بگما من دو نوع جونور بیشتر نمی شناسم . یکی گوسفند یکی گوساله . خودم ؟ والا نمی دونم کدومشونم ! تا حالا ام خیلی فکر کردما اما نفهمیدم دیگه خب . هوی ، به توام اصلا ربطی نداره . بچه پر رو ! اگه گذاشتی حالا بگم گوساله هه چی گفت . گفت عشق یعنی صمیمیت زیاد . واسه صمیمیت زیادم باید دندونای تیز داشته باشی . واسه دریدن . واسه پاره کردن . واسه اعتماد کردن . واسه عاشق شدن !
....
راستی این روزها همه مهدی اسدی گوش می کنن شما چی می کنین ؟! خوش می گذره ؟ چه خبرا ؟!!!
....
وقتم خیلی آزاده . انقدر که فقط می تونم به چیزای مهم فکر کنم . خب گفتم وقتم آزاده . نگفتم الافم یا وقتمو از سر راه آوردمش که . بله می گفتم . فقط به چیزای مهم و با ارزش فکر می کنم . مثلا تو . او . ما . شما . ایشان ! گاهی ام اگه کارام به موقع تموم شن و مثلا زودتر از ساعت 3 نصفه شب برم تو رخت خواب و تازه اون موقع مهمون ناخونده ای زنگ نزنه و نخواد بیاد تو رخت خوابم به خودمم فکر می کنم . به آینده ام . به زندگیم و این چیزا دیگه !! اما خب زیادم وقت فکر کردن به خودمو ندارم . چون هم انقد حوصله خودمو سر می برم که فرتی خوابم می بره . هم صبح زود ساعت یازده باید بلند شم برم سر ایستگاه سرویس شرکت . وگرنه سرویسم می ره و منم باید بر گردم با کلی زحمت دوباره بخوابم !
....
گرچه سعی کردم این پستم یه نموره نان آبزرویبل باشه اما چقدر جالب . خود به خود در عین کانتینیوس بودن ، اپیزودیکم شد ! اصلنشم لانگ شات نرفتما . اگه یه جاهایی ام تو ذوق می زنه عمدیه !
....
پاشم . پاشم یه سیگار دود کنم که باز دستم بدجوری درد گرفته ! آخه من به سوزوندن دستم با آتیش سیگار معتادم !! هر شب . سر ساعت صفرصفر:صفرصفر !
....

~ باشد . تن می دهیم به مصلحت . به زور سکوت می کنیم . حرفهای دلمان را می پیچانیم و تلخی ها را در پستوی دلمان مخفی می کنیم . لای سجاده تنهاییمان . آری . صبر می کنیم و دندان روی جگر می گذاریم . شاید ... به قول شاعر که می گفت تو که تنها نمی مونی .. دیدی ؟ تو که تنها نموندی ، منه تنها رو دعا کن . البته اگه وقتتو نمی گیره و اذیت نمی شی ......

/ 3 نظر / 6 بازدید
lili

سلام. من یکم خندیدم. جالب بود.[گل] حالا ببینم من گوسالم یا گوسفند؟[چشمک]

اما من برخلاف لیلی گریه ام گرفت تلخ تر از این نوشته هم امکان پذیر هست مگه؟

خلسه

در این سقوط ستارگان به صحرا در این واروونگی اشیا در این سیطره ی غریب و انبوه درد سخن از عزای باطل شب است و رجعتی به درون...سخن از تسلسل زوایا و تسلسل سخن از سطوح تکرار و فرجام....راه می آیم تا کنار جاده ی خاکستریه بزرگ راه می آیم...