روی تپه کنار کلبه
پشت به دشت ایستاده‌ام و
کلبه‌ی سفیدم را برانداز می‌کنم
و سرخی گونه‌هایم را
از حس درونم می‌فهمم
حس شعف
از حضور او در کلبه‌ام
ناگهان
صدایی می‌آید
سرم را برمی‌گردانم
...
تو
و تمام عالم ساختگی ات
می‌شکند
...
نگاهی به دور می‌کنم
رو به کلبه برمی‌گردم
او به من می‌خندد
و پای گلدان کنار پنجره
آب می‌ریزد
با خودم می‌گویم
چه زیباست
بی تو بودن
با او بودن
...
دستم را برایش تکان می‌دهم
با چشمکی پارچ آب را بلند می‌کند و
جوابم را می‌دهد
دستانم را به دور دهانم می‌گیرم و
فریاد می‌زنم
دوستت دارم
پارچ را زمین می‌گذارد و
با همان شیطنت همیشگی
بیرون می‌دود
...
..
.
حالا
من و او
بر تن ساقه‌های آفتابگردان دشتمان
در آغوش هم
نگاه‌مان را به آسمان آبی دوخته‌ایم
خنده‌هایمان در سکوت دشت طنین افکنده
و با هم زمزمه می‌کنیم
بترکه چشم حسود
!!!
!!
!

~ این یکی دیگه از خودم نیست . چخوف می گه : تصمیمات بزرگ تردیدهای بزرگ می آفرینند !

خیلی دوستت دارم !!!

/ 24 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستوده

به کی می خوای حرف دل بزنی؟ با کدوم دل می خوای درد دل کنی؟ معطل نکن. انتخابش کن و حرفتو بزن.

گلنسا

سلام... خوبی؟ خوش ميگذره؟

ستوده

کنار کلبه ی سفيدت، شنبه وقت داری ببينمت؟

عباس

با یک سبد پر از عشق .... قربونت برم .... دلم واست يک ذره شده .... آخه تو کجايی ؟؟؟ چند وقت پيش داشتم عکسای دانشگاه و خونه تو قزوين رو ميديم، يهو دلم گرفت ... بغض کردم ... آخه دم افطار هم بود ... ديگه نشد کنترلش کنی ... اومد ديگه ... دسته خودم نبود ... همونجا با تک تک بچه ها تماس گرفتم همشون يکی دو روز بعد اومدن پيشم حتی پيمان هم اومد ولی هر کار کردم هر چی گرفتم موفق نشدم تلفن تو رو بگيرم ... تلفن خونه که قطع بود و موبايل هم در دسترس نبود ... خيلی ناراحت بودم ...... الان اومدم جبرانش کنم .................. خيلی دلم واست تنگ شده .... مواظب خودت باش ... راستی احسان جان تو رو خدا دم افطار واسه من دعا کن ... نماز و روزت قبول باشه .

بی نقاب

سلام؛خوبی توی اون خواب تورو زودتر از همه شناختم...چون قبلا ديده بودمت! راستی تعبير خواب بلدی؟

مهسا

سلام از ابراز لطفت ممنون ... عکست یه آرامش خاصی داره با اون کلبه تنها میون یه مزرعه آفتابگردون.

از امروز شمارش معکوس رو شروع کردم، اگر اشتباه نکنم ۱۰ روز دیگه مونده... راستی، همیشه دعات می کنم، تو هم برای همه دعا کن. ممنون.

شاهدخت

سلام ... دوست مهربون خودم من اومدم تهران تا چند روز ديگه هستم دلم برای همتون يه عالمهههههههههههههههههههه تنگ شده بود

گلنسا

***....تولدت مبارک تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک تونلد تولد تولدت مبـــــــــــــــــارک...**** احسان من کيک ميخوامـــــــــا... احسان بايد کيک تولدتو بديــــا....

پيامبر و ديوانه

سال چهار فصل دارد که یک فصلش سرما است و خواب ِ زمستانی در چنین روزهای پاییزی میگویم من به آمدن بهار ایمان دارم .