* نه از رومم , نه از زنگم , همان بی رنگ بی رنگم*

 
نویسنده : 70.2.1.2.1.80.5.1 - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٤/۱٢/٢۸
 

حال
به پایانی دیگر نزدیک می شویم
و آغازی نو را به انتظار نشسته ایم
باید بگذاریم و بگذریم
...
من
شب را به ماه
ماه را به باد
باد را به راه
و راه را به سراب می سپارم
و تو را
...
و تو را به چشمانم
و چشمانم را
به باران
...
..
.

~ هفت سینم یک سین کم دارد , تا ابد .
همیشه می تونستی روم حساب کنی . اینو هم تو می دونستی و هم من . اما هیچ وقت نتونستم روت حساب کنم . اینم همینطور , هم تو می دونستی و ... هم من .
~ همیشه از کارای نسیه متنفرم بودم . دوستی نسیه . عشق نسیه . ازدواج نسیه . تو فقط انتخاب نکردی , تعهد دادی . پای تعهدت وایستا . نسیه زندگی نکن .
~ معرفت درّ گرانی است به هر کس ندهند * پر طاووس قشنگ است , به کرکس ندهند .
~ دستام یخ کردن . از درون دارم می لرزم . همه چیو پاک کردم . هم تو دفترچه ام . هم موبایل . عکستو , شماره اتو , inbox , sent Items . موقع پاک کردن همشونو می خوندم و بعد Delete . رسیدم به sms ای که توش برام نوشته بودی : DOOSESH DARAM . داشتم تسلیم می شدم . اما ایندفه دیگه نه . تا آخرش رفتم و به عنوان حسن ختام یه نفس عمیق اما تنگ کشیدم . دیگه هیچی ازت ندارم . فقط یه چیزایی موندن که نشد یهو پاکشون کنم . یادت . اسمت . آهنگ صدات . حرفات . خاطراتت . و یه تصویر پر رنگ تو ذهنم . آخ ... چرا یهو اینقدر هوا سرد شد ؟

دل تو دلم نیست ! باور کن ...


 
comment نظرات ()