* نه از رومم , نه از زنگم , همان بی رنگ بی رنگم*

 
نویسنده : 70.2.1.2.1.80.5.1 - ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٤/٧/٢۸
 

این دفه ام یه جیگر طلای دیگه مرام کش کرد منو . ستوده جونم . باشه . این بار هم فقط به اشتیاق دوست داشتنت ای دوست . سعی کردم چیزی بنویسم که به سلیقه ات هم بخوره . اون شب ازت پرسیدما . یادته ؟ اگه ناچیزه به وسعت خودت ببخش .

>>>
یه دقه بیا ...
_ صب کن ... جونم ؟
بوس دارم .
_ چی ؟
بوس دارم , از اونایی که داغ می کنه .
_ هه . توام یه دفه یه جات کمبود پیدا می کنه ها . بیا ...
 آخ خ خ ...
_ داغ شدی ؟
آره . با تو که هستم داغه داغم . داشتم یخ می کردم . خودمونیم توام خیلی سردت بود انگار . یه کم محکم تر پریده بودی روده هام کف زبونم بود .
_ دور از تو همیشه سردمه . راستی , کی بود نگاه داشتی ؟
اونو ول کن . الان یه چیز دیگه ام دارم .
_ آخ جون . چی ؟
بغل . از اونایی که بلندت کنم و بچرخونمت و نفسامو بدم تو نفسات .
_ آخ جون . از اونایی که از هم نفس می گیریم ؟
آره . از اون نفس کشیدنای واقعی . صبح تا شب جون می کنم و نفس قلابی می کشم که این موقه ها ازت نفس واقعی بگیرم دیگه .
_ فقط آروم بچرخون سرت گیج نره بخوری زمین . دلم نمی خواد وسط مزه نفسات مزه اکسیژنو حس کنم .
هر جور تو بخوای . تو فقط نترس .
_ از اون موقه که گفتی نترس دیگه نمی ترسم .
می دونم مهربون . می دونم .
_ زود باش دیگه . من آماده ام ؟
آماده چی ؟
_ بازم که ... ؟ مگه نگفتی بغل داری ؟
آها . هوووف . نگام که به نگات گره می خوره , هیچی نمی فهمم .
_ من بغل دارم احسان . یالا دیگه .
اوووه ...
یوهووو ...
_ اووم . اواوووم
چی می گی ؟
_ بسه احسان . سرت . الان می خوریم زمین . راه نرو ...
مزه اکسیژن گرفت دهنت , بزار اگه افتادیم بیافتیم رو تخت مثه اون دفه ناخنت نشکنه . نفس س س ...
_ ام او اواوم اواوم .
چی می گی ؟
_ خیلی دوست دارم .
منم ام او اواوم اواوم خوشگلم .
_ چی گفتی ؟
 منم خیلی دوست دارم خوشگلم .
آ خ خ خ ...
_ وای خدا ... چرا همه جا سیاهه ؟ کجایی تو . احسانم ؟
اینجام . اینجام خانمم . چشامون سیاهی می ره .
_ هوووف . بیا . نمی خوام نباشی .
هستم ناز من . هستم . اما این دفه ام نشد فقط مزه نفسامونو بچشیم .
_ اشکال نداره , دفه بعد
آره . دفه بعد جبران می کنیم .
_ آره . دفه بعد ... حتما جبران می کنیم
تو چیزی نداری ؟
_ چرا ... بگم ؟
آره خب ؟
_ تو رو ... تا ابد
من چی کنم با این کارات عمر من .
_ ... بگم ؟
آره تو رو خدا .
_ نازم کن ... ناز دارم
رو جفت چشام . نازکش داری دربست . دیوونه اته . این همه چیز من داشتم . اینم واسه تو ... از تو ناز نکشم به چه درد می خورم ؟
_ ...
...
_...
...
..
.
<<<

راستی , قصد خبر کردنه همه شما دوستای گلم رو ندارم . لطفا دلگير نشيد . همتونو دوست دارم و تا فرصت بعدی به خدا می سپرمتون . فعلا بای ...

در آغوشم بکش ای آسمانم را تو مهتاب و ستاره ...


 
comment نظرات ()