* نه از رومم , نه از زنگم , همان بی رنگ بی رنگم*

 
نویسنده : 70.2.1.2.1.80.5.1 - ساعت ٦:۱٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٤/٦/۸
 

یه دقه وایستا
اونجا رو نگا کن
ته جاده رو می گم
کنار اون ...
حیف , کنارش حتی یه درختم نیست که بشه آدرس داد
باید بسته های پستی ام خودم برم از پست خونه بگیرم
زیاد دور نیستا
همین شهری که ازش گذشتیم یکی داره
گرچه کسی ام اینجا رو نمی دونه تا برامون چیزی بفرسته
اصن یه کاری می کنیم
من هر یکشنبه برات یه بسته پست می کنم وخودمم می رم میارمش تا بازش کنی و خوشحال شی
توام ندون که من فرستادم برات , خب ؟
~
ته جاده اون سیاهیو می بینی ؟
یه کلبه اس
از اینجا معلوم نیست چه اوضاعی داره
ولی من بهت می گم
داغونه , اما رو پاس
فقط باید یه کم بهش برسم
اما خب , فعلا حتی یه آینه ام توش آویزون نیست که بشه موهاتو توش شونه کنی
غصه اونو نخورا , خودم شونه اش می کنم
لپاتم خودم بوس می کنم تا سرخ بشن , انگار رژگونه زدی
لباتم ...
نگفتم لبتو گاز نگیر ؟
حیفه نازگلم , ترک می خوره
اونوخ می شینی گریه می کنی می گی بوسش کن خوب شه
خیلی خب گاز بگیر , ولی تو رو خدا آروم . خون میاد مزه اش تلخ می شه
می دونی که من لبه شور دوس دارم
~
اما عوضه هر چی که نداره ها یه چاهه آب داره که همیشه آبش یخه یخه
توش می شه خدا رو دید !
خدا کنه سطله سالم باشه
سالم نبودشم خودم می رم برات آب میارم
زمستونام با آتیش برات داغش می کنم
راستی یه نهال ام آوردم که بکارم بغل کلبه مون
تو خورجینه
اسمشو می ذاریم نهال عشق
بزرگ که شد از چوبش می خوام کلبه رو تعمیر کنم
خیلی خوب می شه
اصن با سلیقه ی تو یه کلبه ی نو درست می کنم
آره , فکرای زیادی دارم . حالا بیا بریم . داره صبح می شه .
می خوام طلوع خورشیدو از رو ایوونش ببینی
دستت چرا یخ کرده خوشگلم ؟
بده ببینم اون یکی ام . بده گرمش کنم
از دسته لوس شدنای تو
اما خوب بلدی دل ببریا
اصن بیا بغلم . جاده اش خرابه پاهات اوخ می شه
دیدی گفتم بلدی !
حالا که را نمی ری , پس یه شعر بخون راه کوتا تر شه
...
خوابیدی ؟ توام که یه دفه خوابت می بره
هوووف ... آروم بخواب بهترینم .

غصه نخور , فدای چشات ...


 
comment نظرات ()