* نه از رومم , نه از زنگم , همان بی رنگ بی رنگم*

 
نویسنده : 70.2.1.2.1.80.5.1 - ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۳/٧/٩
 

مهربانم

اينجا هيچ كس نيست كه دستهاي بي خواب مرا به شب نشيني گيسوانش ميهمان كند . اينجا هيچ كس نيست كه نگاه پر هياهوي مرا به موسيقي سكوت چشمانش دعوت كند . اينجا هيچ كس نيست كه قلب بيمار مرا به لمس ذرات عشق ياري دهد . اينجا هيچ كس نيست كه لبهاي خشكيده مرا به لمس واژه هاي نو تر كند . اينجا تصوير غروب هاي زيبا رااز ياد برده . اينجا صداي ريزش آبشاران از ارتفاعات انسانيت در پستي هاي تكنولوژي دفن شده . اينجا احساس صعود به بلندي ها جاي خود را به پوچ گرايي داده . اينجا هيچ راهي براي عبور از جاده هاي خيال انگيز نيست . اينجا عاشقان را به زنجير ميكشند و ساقيان را به تزوير . اينجا دوست داشتن و دوست داشته شدن از كتابهاي لغت خط خورده . اينجا عشق با القاب مشمئز كننده و رنگهاي تهوع آور در پشت ويترين مغازه ها به حراج گذاشته ميشود . اينجا همه چيز بوي كهنگي ميدهد .

اينجا تو را ميخواهد .

تقديم به بي وقفه ترين احساس قلبم . همون كه ميدوني ...

هميشه به ياد تو

 


 
comment نظرات ()