* نه از رومم , نه از زنگم , همان بی رنگ بی رنگم*

2 ...
نویسنده : 70.2.1.2.1.80.5.1 - ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٧/٤/۱٧
 

مرد نشست با نگاهی ترسان
فنجان قهوه ای را تامل میکرد
طالع بین گفت :
‌"‌ پسرم .. غصه نخور
عشق سرنوشت توست ...
پسرم ..
‌طالعت دنیایی هولناک است ...
و زندگیت سراسر سفر و پیکار ..
.. بسیار عاشق خواهی شد .. و بسیار خواهی مرد
و آنگاه عاشق تمام زنان زمین خواهی شد .. و باز خواهی گشت همچون پادشاهی مغلوب
...
..
بسیار بصیرت کرده ام و بسیار ستاره ها دیده ام
اما تاکنون طالعی چون طالعت ندیده ام
پسرم :
‌"‌ غصه هایی ندیده ام چون غصه هایت
سرنوشتت است که تا همیشه بروی .. و در عشق بر لبه خنجر قدم زنی و چون صدف تنها بمانی
سرنوشتت است که همیشه بگذری ..
و ملیونها بار عاشق شوی ... و باز گردی
‌بازگردی چون پادشاهی خلع شده
.


 
comment نظرات ()