* نه از رومم , نه از زنگم , همان بی رنگ بی رنگم*

 
نویسنده : 70.2.1.2.1.80.5.1 - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٥/۱/۱٥
 

به دل قرار ندارم ز دوريت جانا
به تن ملال ندارم جز از حوالی دل

هزار روز و شب از آن دم سیاه گذشت
هنوز یاد تو و حرف توست با این دل

بیا که درد فراقت همی نفس گیر است
که جز ندیدن رویت غمی ندارد دل

چگونه سر کنم آخر بدون تو یک عمر
منی که جز تو ندارم امید در این دل

تو را به پاکی روحت قسم که کاری کن
مخواه تا که بمانم حقیر با این دل

~ یادمه با چه حالی این شعرو گفتم . خوب یادمه .

معصومیت از دست رفته !


 
comment نظرات ()