* نه از رومم , نه از زنگم , همان بی رنگ بی رنگم*

 
نویسنده : 70.2.1.2.1.80.5.1 - ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۳/۱/٢٧
 

سلام . امشب منتظرم . منتظر يکی که نمی دونم کيه . يه جورايی دلم می گه که منتظر باشم . ميگه حتما مياد . ميگه انتظار سخته ولی تو منتظر باش . ميگم يعنی انتظارم تموم می شه . دلم می گه آره . می گم پس تا زندم منتظرمی مونم . آخه انتظار خودش هم زيباست . حتی زيباتر از وصل . البته شايد . چون من هنوز مزه ی وصل رو نچشيدم . شايد وصل زيباتر باشه . شايد . ولی درهر حال منتظر می مونم . ...

 

                     ***  خواب يا بيدار       تاريخ سرودن :‌ ۰۴/۱۰/۱۳۸۲  ***

دلم را سخت خوابی بر گرفته است

که شايد هيچ آوازی نباشد تا بپراند ز سر خواب دلم را

که شايد سخت بيدار است و من در خواب می پندارمش

دلم بيداريش را در قفس های فرو مانده ی خوابی سخت می بيند

نمی دانم چرا شب سايه افکنده به ديوار دلم

شب دراز است و چراغ روغنی بی نور ...


 
comment نظرات ()