* نه از رومم , نه از زنگم , همان بی رنگ بی رنگم*

 
نویسنده : 70.2.1.2.1.80.5.1 - ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۳/٦/٢٢
 

و من غريقی در اعماق وجود خويش . رفيع ترين پستی ها را برای خويتش خويش متصورم . اما هنوز بر سطحم و تا بی نفسيم هزاران نفس باقيست . دست و پا زنان ساحل نجات را تمنا ميكنم . و همچنان با امواج خروشان دريای متلاطم ذهنم به هر سويی ميغلتم . در راه وصال  تو  خستگی را معنا نمی يابم . آری . ليك از بهر آسودگيت ای ناآسودگيم را گواه , تنم را از تو بازميستانم و روحم را . كنج عزلت اختيار می كنم . زان پس هيچ تغلا نكنم و هيچ ناله سرندهم . اما بگو به كجا ميرسم آخر و آيا هيچ ساحلی هست مرا بی تو .


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : 70.2.1.2.1.80.5.1 - ساعت ٢:۳٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۳/٦/۱٥
 

من ديروز يه آينه شکستم .

خيره شده بودم تو چشمام .

طاقت نياوردم اشکام رو ببينم .


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : 70.2.1.2.1.80.5.1 - ساعت ۳:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸۳/٦/۱٤
 

الان يكي از بهترين لحظات زندگي ام رو دارم سپري ميكنم .
ميخوام هر چي دم قلبمه بكوبم به ديوار
ميخوام شيشه هاي تنم رو پور پور كنم
ميخوام چشمهاي پرفروغم رو از حدقه در بيارم
ميخوام دل آتشينم رو بذارم لب كوزه آبشو بخورم
ميخوام افكار عاشقانه ام رو به حراج بذارم
ميخوام يادگارهاي زندگي ام رو خاكستر كنم
ميخوام شاهرگ آينده ام رو با تيغ اكنون بدرم
ميخوام برگهاي سبز روياهام رو دونه دونه با فجيع ترين روشها بكنم
من ميخوام بزنم به سيم آخر
ميخوام با تو باشم
آدم قانعي ام . نه ؟
زندگي قربون دستت . زحمت بكش نگه دار . پياده ميشم . كرايه سركار خانم ام من حساب ميكنم  !!!


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : 70.2.1.2.1.80.5.1 - ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۳/٦/۱٢
 

تصميم داشتم ديگه ننويسم . بعضی وقتها وبلاگهايی رو می ديدم که خالی از سکنه شدن و صاحب خونه خداحافظی کرده و رفته . پيش خودم می گفتم چرا ؟ ولی چند هفته پيش که تصميم گرفتم منم همين کار رو بکنم چراش رو فهميدم . ولی حالا يه چيز ديگه هم فهميدم . اينکه همواره بين تصميم تا عمل شکاف می افتد . گاه مجبور هستی اين شکاف را با بدن خودت پر کنی . مجبوری برای فرار از درد بی کسی فشار شکاف رو تحمل کنی . هر چه قدر هم که درد داشته باشه از تنهايی بهتره .

من خاکستری بی جان از آتشی سوزانم .

غباری بی نفس از ويرانی يک باغ .

سرابی بی وجود از راهی دراز .

تهی از بودنم . سرشار از تناقض .

من هيچی نيستم . من فريادهام رو جای آدامس می جوم .

اما به خودم تکيه دادم .

بگوشيد : Camel - Long Goodbyes  موسيقی از :  www.no-words.com

 I`m  Free Space


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : 70.2.1.2.1.80.5.1 - ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۳/٦/٧
 

دخترا خوب بلدن نقش بازی کنن . حتی اگه تو چشم يکی که دوستشون داره ذل بزنن . فرقی واسشون نداره . به فکر خودشونن . فقط خودشون . همشون از يه قماشن .

 


 
comment نظرات ()